پشیمانی....
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 1:47
دلم برای خودم می سوزدبرای تمام آن شب هاییکه تاریک گذشتبی نور و خاموشحیرانم که چطورآن همه سالها به تو اعتماد کردمبا بیقراری هایم ساختمو با درد و غمت سوختممرا به بازی گرفتیو من هرگز نفهمیدم نوشته شده در شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۲ساعت 14:56 توسط گیتی| |
چگونه....!
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 1:47
تو بگو چگونه فراموش کنم تویی را که همچو خون در رگ هایم جاری هستی و همچو هوا نیاز بدون تو شک دارم به فردایی روشن به زندگی و به این لحظه و به این ساعت بخوان با من که صدایت عشق است نگاهت ,حضورات برای من جرات است نوشته شده در پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲ساعت 12:13 توسط گیتی| |
نمی دانم.....!
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 1:47
نمی دانم چه کردی با من چه شد که عاشق تو شدم گناه را گردن چه بیندازم؟ چشمانِ سیاهت که پا بندم کرد؟ یا لبخند شیرینت که مستم کرد؟ بت خانه نشین, و پیمانه به دستم کرد؟ نوشته شده در یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۲ساعت 19:4 توسط گیتی| |
بی بهانه....!
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 8:36
باز چو همیشه به یاد تو نشسته ام تنهازل زده ام به قاب عکس خاطره هاآن ایام را مرور می کنممگر این بار بدون تو تنهاباز هم اشک امانم را بریدهراستی میدانی؟بدون تو بی بهانه گریه می کنم گمانم به عطر هوایتحساسیت دارمآخر من حضور تو را میخواهمبودنت را در کنارمدر هر لحظه و هر ثانیه
لعنت به من...!
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 8:36
لعنت به منبه این احساسیکه به تو دارمبه این روزهایسرد و تاریکبه حس خاصیکه به تو دارملعنت به عشقو امید و وفابه این همهدرد که می باردمثال تگرگبی وقفه بر سر مندیگر خستگیمرا رها نمی کنددلم را از زیر بار غمجدا نمی کند
بر باد رفته.....
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 8:36
مرا گم کردیبا آن همه خاطرهآن همه لحظه های شیرین و عاشقانهفراموش کردی امبی چون و چرادل بریدی از منو همه پُل ها را ویران کردیساختی دیوار بلند دوریآنقدر دور که از یاد بردیبود تو را سر یاری با منشکسته دلم غم بسیار دارمزین که به تو وابسته بودمافسوس که نادان بودم
غدقن.....
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 8:36
زین پس غم خوردن غدقندلبستگی و درد کشیدن غدقن غرق در رویای دلبرو از خواب و خوراک افتادن غدقنعشق ,محبت ,وابستگیهر سه به یک باره غدقنگِله, شکایت, دیوانگیتو چنین کردی و من چنانپس از این غدقنبا تو ام ای دل دیوانهبهانه گیری دیگر غدقندلتنگی و ش
بهانه....!
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 8:36
خسته ام از این فاصله هاکاری نمی توان کردمن مانده امبا عطر خیالتکه پیچیده استدر رگهای تنمجز تو کسی نمی داندلحظه های بدون تومملو از صدایبال بال زدن من استتو بگو به کدام سوپرواز کنموقتی دیگر پرواز همیک بهانه است
درد و دل...!
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 8:36
گه گاهی دلم برای خودم میسوزدبرای آرزوهایمبرای آن همه روزهایی که گذشتمن تمام خاطراتم را در گذشته انبار کرده امنمی دانم چرا امروز که به آنها احتیاج دارم نیستندحتی نمی توانم برای یک بار هم که شده مرورشان کنماحساس می کنم دیگر آن روزها را از دست داده اما
مست...!
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 8:36
بیا تا غرق در بوسه ات کنم مست ام امشب از عشق ات آغوش باز کن گرم گیرم در بر آه ای شاهزاده ی دور من از تب و تاب دوری ات در آتشم بیا تا لب بر لب ات گذارم جرعه جرعه نوش ات کنم بی خود و مدهوش ات کنم لمس ات کنم حست ات کنم برای یک بار سر مست ات کنم