خرید بک لینک

دلم برای خودم می سوزد

برای تمام آن شب هایی

که تاریک گذشت

بی نور و خاموش

حیرانم که چطور

آن همه سالها به تو اعتماد کردم

با بیقراری هایم ساختم

و با درد و غمت سوختم

مرا به بازی گرفتی

و من هرگز نفهمیدم

نوشته شده در شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۲ساعت 14:56 توسط گیتی| |

برچسب: نویسنده: سجاد جعفری تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 1:47

تو بگو چگونه فراموش کنم تویی را که همچو خون در رگ هایم جاری هستی و همچو هوا نیاز بدون تو شک دارم به فردایی روشن به زندگی و به این لحظه و به این ساعت بخوان با من که صدایت عشق است نگاهت ,حضورات برای من جرات است نوشته شده در پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲ساعت 12:13 توسط گیتی| |ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد جعفری تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 1:47

نمی دانم چه کردی با من چه شد که عاشق تو شدم گناه را گردن چه بیندازم؟ چشمانِ سیاهت که پا بندم کرد؟ یا لبخند شیرینت که مستم کرد؟ بت خانه نشین, و پیمانه به دستم کرد؟ نوشته شده در یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۲ساعت 19:4 توسط گیتی| |ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد جعفری تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 1:47

باز چو همیشه به یاد تو

نشسته ام تنها

زل زده ام به

قاب عکس خاطره ها

آن ایام را مرور می کنم

مگر این بار بدون تو تنها

باز هم اشک

امانم را بریده

راستی میدانی؟

بدون تو بی بهانه

گریه می کنم

گمانم به عطر هوایت

حساسیت دارم

آخر من حضور تو را میخواهم

بودنت را در کنارم

در هر لحظه و هر ثانیه

برچسب: نویسنده: سجاد جعفری تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 8:36

لعنت به من

به این احساسی

که به تو دارم

به این روزهای

سرد و تاریک

به حس خاصی

که به تو دارم

لعنت به عشق

و امید و وفا

به این همه

درد که می بارد

مثال تگرگ

بی وقفه

بر سر من

دیگر خستگی

مرا رها نمی کند

دلم را از زیر بار غم

جدا نمی کند

برچسب: نویسنده: سجاد جعفری تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 8:36

مرا گم کردی

با آن همه خاطره

آن همه لحظه های

شیرین و عاشقانه

فراموش کردی ام

بی چون و چرا

دل بریدی از من

و همه پُل ها را ویران کردی

ساختی دیوار بلند دوری

آنقدر دور که از یاد بردی

بود تو را سر یاری با من

شکسته دلم غم بسیار دارم

زین که به تو وابسته بودم

افسوس که نادان بودم

برچسب: نویسنده: سجاد جعفری تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 8:36

زین پس غم خوردن غدقندلبستگی و درد کشیدن غدقن غرق در رویای دلبرو از خواب و خوراک افتادن غدقنعشق ,محبت ,وابستگیهر سه به یک باره غدقنگِله, شکایت, دیوانگیتو چنین کردی و من چنانپس از این غدقنبا تو ام ای دل دیوانهبهانه گیری دیگر غدقندلتنگی و شادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد جعفری تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 8:36

خسته ام از این فاصله ها

کاری نمی توان کرد

من مانده ام

با عطر خیالت

که پیچیده است

در رگهای تنم

جز تو کسی نمی داند

لحظه های بدون تو

مملو از صدای

بال بال زدن من است

تو بگو به کدام سو

پرواز کنم

وقتی دیگر پرواز هم

یک بهانه است

برچسب: نویسنده: سجاد جعفری تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 8:36

گه گاهی دلم برای خودم میسوزدبرای آرزوهایمبرای آن همه روزهایی که گذشتمن تمام خاطراتم را در گذشته انبار کرده امنمی دانم چرا امروز که به آنها احتیاج دارم نیستندحتی نمی توانم برای یک بار هم که شده مرورشان کنماحساس می کنم دیگر آن روزها را از دست داده اماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد جعفری تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 8:36

بیا تا غرق در بوسه ات کنم

مست ام امشب از عشق ات

آغوش باز کن گرم گیرم در بر

آه ای شاهزاده ی دور من

از تب و تاب دوری ات در آتشم

بیا تا لب بر لب ات گذارم

جرعه جرعه نوش ات کنم

بی خود و مدهوش ات کنم

لمس ات کنم حست ات کنم

برای یک بار سر مست ات کنم

برچسب: نویسنده: سجاد جعفری تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 8:36

صفحه بندی